ميرزا مهدى نواب طهرانى
59
دستور الأعقاب ( فارسى )
مالى نفروختهام ، مالم را بردهاند . جواب جز بر خلاف صواب نشنيد . * * * [ ستم رسيدهاى به نزدش تظلّم برد كه . . . ] ستم رسيدهاى به نزدش تظلّم برد كه از فلان مهاجر فلان مبلغ صاحب طلبم در اداى آن مماطله دارد . بفرمود حتى المقدورش بكوفتند كه شرابخوار و شاهد باز را سزا اين است و پاداش چنين . بيچاره از هرجا چاره جست حاصلى نديد ، بهر جا توسل آورد فايدهاى نبخشيد . * * * [ شحنه ، شارب الخمرى از مهاجرين را . . . ] شحنه ، شارب الخمرى از مهاجرين را با شاهد پسرى عريانا بگرفت . از امنا و اعيان سجّلى بر ثبوت و صدق مدّعا بسته . پس از اخبار به او برآشفت و ناروا گفت كه اشترى در مرغزارى رفت رفت . * * * [ مهاجرى . . . شويش در خدمت هادم الانجاب بناليد . . . ] مهاجرى . . . شويش در خدمت هادم الانجاب بناليد . چون بشنيد عتاب آغازيد و خطاب آورد كه به حكم طبيعت منى را مدفعى بايد . اگر اين تدارك به . . . تو نمىشد به . . . من بايستى . در شرع شريف ارتكاب اقلّ قبيحين جايز است . * * *